ساعتی که خوابیده

 کما عقربه می شمارد لحظه ها را انگار

ساعت سال هاست خوابیده بر دیوار

در خود نهان دارد هزاران ضربه ی آونگ آنی

خاطره از جیغ و مرگ و دود سیگار

شب ها به صبح و صبح به شب طی ها پیاپی

ثبت/ایده مشتی فاجعه همراه اصرار(اسرار)

در خود ندارد روزنی از یک تحول

مردابی از جنس رکود با/زی/ست بیمار

تقویم، تاریخ و زمان معنا ندارد

از بهرماشین زمان، این جسم تکرار

گرچه هر(در) صبح می دهد روز دگر را

از هر چه هستی او که هست بیزار بیزار

/ 0 نظر / 4 بازدید