پتک گدایان



آنتروپی

تو از من یا من از تو سر بر آوردی/م

چنین این گونه، این، آن را بلا کردیم

چگونه از تنوع به تهوع هیستریک رفتیم

چگونه اختگی1 را اولین عقده به پا کردیم

          ###

چگونه جسم من سالید و بالید

چگونه تن به تن، تن تن که مْردید

چگونه از لتارژی2، بین پاهام

به هر هم میز هم جنسی که مالید

        ###

تو بودی آن زمان اوهام شبهام

تو بودی همدمم در وان حمام

به پشت میز، مگوفین3 های لازم

تو بودی اولین لذت رو پاهام

           ###

بلوغ سینه با دردی به انقیاد

نگاهم در تن و فکرم که در باد

که یک دختر، لطافت ها، تو را برد

که من! عاشق! چرا؟ فریاد! فریاد!

          ###

نگاهم پاک! و دل هر دم به خواهش

به سجاده! هدف های سه ارزش

دو همدم، در خیابان ها به رویا

دو همخوابه، به لذت با دو لرزش

     ###

تکرار مکررات ...

و:

تلذذ های آلت وار

 همخوابه های کپی

هر لحظه،هرسن، هرجنس 

سکس .... آنتروپی4!


(وزن بیت آخر به عمد تغییر یافته است)

پانوشت:

1-کودک در مرحله ی دگردوستی یعنی آن زمانی که از خود به غیر خود می پردازد در اثر کنجکاوی به این موضوع آگاه می شود که همه یکسان نیستند، پس خود را دارای عضوی می بیند که دختر فاقد آن است و دختر هم می فهمد که فاقد عضوی است که پسر واجد آن است. به همین علت، هراسی در آنان شکل می گیرد که عقده ی اختگی مولود آن است و باعث تمایل دختر به پدر و پسر به مادر می شود.

 

2-نوعی از هیپنوتیزم است که با توجه دادن خواب شونده به نقطه ای مخصوص می باشد که حالتی چون بی حسی در او ایجاد می گردد و هرگاه اعمالی چون بریدن عضو در او صورت بگیرد نمی فهمد.

 

3-ابزاری که هیچکاک برای پیشبرد رویداد ابداع کرد(چیزی که قهرمان داستان به دنبال آن است مثل اسناد محرمانه و ...)

 

4-پیشرفت به سوی غیر منظم ترین حالت

 

سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱  توسط پیمان زهره وندی  |  پيام هاي ديگران ()