پتک گدایان



خوی بت پرستی

برای اینکه بت پرستی نباشی، کافی نیست که بت ها را شکسته باشی، بایدخوی بت پرستی را ترک گفته باشی.

                                                        نیچه

 

امروز یک روز دیگرست.روزی که دیروزها انتظارشو می کشیدیم و واسه رسیدن به آن برنامه ها - شاید-  داشتیم و امیدقرار گرفتن در موقعیت دلخواه و هدفی که در سر پرورانده بودیم را انتظار می کشیدیم.گاه کتابی از استفان کاوی،پل مکنا، جوزف مورفی، برایان تریسی و...را می خواندیم و چند روزی فقط تو ذهن فعال بودیم. امروز که از خواب نصفه و نیمه که بلند شدیم دوباره یک نفرت تکراری را رقم زدیم از عالم و آدم و از همه مهمتر خودمون.

رخوت، خستگی، آرزو، هدف های افلاطونی،  فرشته نجات و سوء استفاده، برنامه های روتین و حکاکی شده در مغزمون می باشند که فرم آدم هایی که هر روز می بینیم را شامل می شوند و در اصل آینه ی تمام قدی از خودمون در موقعیت ها، سن ها و شرایط مختلف می باشند.
و ما تکراری هستیم از مکررات گذشته، حال و حتما؟!!؟ آینده!!!

اگر دقت کرده باشید در اکثر آهنگ ها،کلیپ ها، فیلم ها و سریال های پربار! تلویزیون موضوع سر یک عشق بی فرجام و گاه بافرجام! هست که با توجه به حوادث و مشکلاتی که متن داستان را شکل می دهند پیش می روند. چیزی که مسلم است، علت انتخاب یک موضوع در خلق آثار هنری دغدغه های ذهنی و  عینی مردمی است که در آن جامعه زندگی می کنند. پس، یار و معشوق ی بطلمیوسی پیرنگ اکثر شعرها، آهنگها و فیلم های ما هست. چرا؟

چرا در جامعه، ما به جنس مخالف، به دیده ی یک تابو نگاه می کنیم؟ چرا بحث اکثر انجمن ها و جمع های ما روابط احساسی جنسی است؟ چرا دغدغه رجال! باسن و حفره و ران می باشد؟ چرا بحث های نسوان بازو و پشم و همچنین خودنماییست؟

 و همچنین عشق؟!!؟

  

عشق، بیماری غم انگیزی ست

جمع یک عضو جنسی و عادت

خنده در چند خانه ی دلگیر

گریه با تیک تاک یک ساعت 

مهدی موسوی

 

هنگامی که در جامعه ای بنا به هر دلیل از مسایل آیینی، عرفی و خانوادگی گرفته تا مسائلی چون ضعف در جسم یا آلت تناسلی یا در محدودیت نزدیکی با جنس مخالف و گاه تجربه های بد از مسائل جنسی، افراد از مسائل جنسی و مفعول جنسی یامعشوقه دور می مانند در ذهن خود به جای آن جانشینی قرار می دهند و از آن لذت می برند که در بین افراد جامعه دیده شده که گاه لباس(معمولا لباس های زیر در زنان و تی شرت یا بلوزی از مردان) یا وسیله ای دیگر از مفعول جنسی یا معشوقه اش که نزدشان می باشد برای رسیدن به هدف جنسی شروع به اندیشیدن در مورد فرد مورد نظر و تلذذ و ارضا می کنند.

حسی مقدس و خاصی که در افراد هنگام در دست گرفتن و لمس آن شی ایجاد می شود خوی بت پرستی است. در اصل یکی از علل پیدایش این خوی در انسان همین مسائل جنسی و محدودیت هایش بوده است هرچند در آن ها به مسائل جنسی به دیده ی مقبوحی نگاه شود.به همین علت، نوعی بت پرستی به صورت ضعیفی در اکثریت مردم وجود دارد.

البته اینکه انسان کسی را دوست داشته باشد و گاه به یادش بیفتد جای اشکال نیست (هرچند خود مسئله ی دوست داشتن جای بحث دارد که فعلا در این مقوله نمی گنجد) اما تنها تفاوتی که وجود دارد، ارزش نهادن و بزرگ نمودن بیش از اندازه مفعول جنسی یا معشوقه می باشد. هنگامی که معشوقه را از دست می دهند و یا او نقل مکان می کند (چیزی که در اکثر ترانه ها دیده میشود) همان بزرگنمایی مفعول جنسی یا معشوقه است که به بت تبدیل شده و جای نشین تلذذ جنسی می شود.

نماد دیگری از این بت پرستی علاقه به بوهای قسمت های خاصی از بدن مفعول جنسی یا معشوقه هست مثل بوی عرق بدن،بوی آلت جنسی و مو که در زن ها بیشتر نمود می کند.

در طی گذشت اعصار این خوی به صورت های دیگر در افراد طغیان کرده و باعث به وجود آمدن ارزش ها، بت ها و همچنین انسان های نابهنجار در طول تاریخ گشته است.

و در پایان عکسی از گلشیفته فراهانی عزیز که علاقه ی خاصی به هنرش و همچنین عملکردهای هوشمندانه اش دارم.

 

 

سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱  توسط پیمان زهره وندی  |  پيام هاي ديگران ()