پتک گدایان



چاووش

با اینکه حسین منزوی بیشتر با غزل های زیبایش شناخته شده است نمی دانم چرا من بیشتر با اشعار سپیدش بیشتر ارتباط برقرار می کنم.

امشب هنگامی که اشعار او را ورق می زدم به این شعرش برخوردم و چندین بار خواندمش. شما را هم به خواندنش دعوت می کنم:

 

می­آیم و میدان­های مین

در زیر پایم

            باغ گل

                        می­شوند

بگذار این رهزنان

در من،

تنها تیغم را ببینند

آن چه خونش می­پندارند

چشمه­هایی است

که از جای قدم­هایم

با زمزمه­های سرخ

                        سرباز کرده­اند

به شتاب می­آیم

چرا که عشق

                        فرمان درنگم

                                    نداده است

مجال ایستادنم نیست

باید

پیش از دمیدن خورشید

                        رسیده باشم

و پیش از نیش زدن جوانه­ها

                                    گل کرده باشم

باید برسم

و به دست­هایی که برای چیدنم

                        دراز شده­اند

                                    پاسخ دهم

شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۳  توسط پیمان زهره وندی  |  پيام هاي ديگران ()

 

دیوارگذر

 

دیوتل انگار درون دیوار منجمد شده بود. او هنوز هم آن جاست، یکی شده با سنگ...

 

نقدی بر دیوارگذر مارسل امه ترجمه ی اصغر نوری انتشارات  ماهی:

 

در داستان دیوارگذر یک کارمند ساده (اکثریت جامعه) پی به استعداد عجیب خود می برد که می تواند از دیوارها بگذرد ولی با توجه به روزمرگی و عادت به ترس از تغییر شرایط کنونی زیاد آن را جدی نمی گیرد و حتی برای وارد شدن به خانه اش از کلید استفاده می کند(مطیع آموزه ها و قراردادهای زندگی) تا با یک اتفاق ساده به علت انتقامجویی استعدادش نقش کلیدی در زندگیش ایفا می کند طوری که به سرقت از بانک،جواهر فروشی و ... می انجامد و حتی برای عبور از لایه های ضخیم تر و توو در توو به فکر سفر به مصر می افتد. این در حالیست که زندگی روتین کارمندیش را ادامه می دهد و زندگیش دارای دو بخش پارادوکسیکالی می شود که در تقابل هم قرار می گیرند و در آخر همین زندگی ساده اش سایه بر قسمت هیجانی آن می اندازد طوری که در آخر داستان در دیوار گیر می افتد.

مارسل امه با قلم شیوا و روانش شما را درگیر داستان کرده و با خود می برد و سرگرمتان می کند.او با قلم توانای خود استادانه خیال و واقعیت را در می آمیزد و به طوری استادانه ای حماقت های اجتماع و رسوم و قراردادهای ساختگی بشر (زن زیبا و بلوند و شوهر سخت گیرش) را به باد انتقاد می گیرد.

ترجمه ی کتاب با توجه به تسلط عالی مترجم به زبان فرانسه و همچنین آشنا بودن به ادبیات خصوصا ادبیات نمایشی از سلاست کافی برخوردارست.

 

شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۳  توسط پیمان زهره وندی  |  پيام هاي ديگران ()

 

اولین باروون پاییزی

 

عجب بارووووونی داره میاد...

 

باران گرفته تا که بشوید خیال را

این قعل دوست داشتنی محال را

جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳  توسط پیمان زهره وندی  |  پيام هاي ديگران ()